تبليغاتX
نوشته های یک سردبیر تنها
خبری فرهنگی اجتماعی

ایام عید در سرزمین بی عیب و ایراد ما ایرانی ها با یه معضل کوچولو همراهه و اون بی خبریه.

در شرایطی همه تو این کشور به استقبال سال نو و آرزوهای جدید می رن که بیش از ۱۶-۱۵ روز تقریباْ هیچ روزنامه و نشریه ی بخش خصوصی منتشر نمیشه و حتی رسانه ملی هم گاهی برای پر کردن آنتن مجبوره از خبرها و گزارش های تکراری! استفاده کنه. البته بنده خداها هم زیاد تقصیر ندارن چون اصولاْ  خبر خاصی تو کشور نیست و یا اگر هم باشه حلقه های واسط اطلاع رسانی در کار نیستند تا صدا و سیما رو تو جریان بذارن.

تآثیرات این رخوت عمومی حتی در وبلاگستان و فضای مجازی هم -که آنلاینشان به بوروکراسی خاصی نیاز نداره- به شدت احساس میشه و نهایتاْ باید گفت یکی از بد شانسی ها و شاید  خوش شانسی های آدمای مهم این باشه که تو اوایل این تعطیلات عمرشونو بدن به شما و اونوقته که باید آرزوی تجلیل بعد مرگ رو با خود به گور ببرند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 6:52  توسط یاشار پورمجید  | 

بایرامیز موبارک اولسون.

امیدوارم سال ۸۷ سال خاطرات دوست داشتنی و غرور آفرینی برای همه شما دوستان عزیز باشه. امسال نشد برم مسافرت و اصولاْ من مسافرت روزهای نخست سال را زیاد دوست ندارم. برا همین بعد رفتن به عید دیدنی حالا اومدم اداره و اولین نفری هستم که در تحریریه خبر اردبیل رو تو سال جدید باز میکنه. خیلی هم حال داره تنهایی تو تحریریه بشینی و منتظر فکس هایی باشی که گمان نکنم چند روزی ازشون خبری بشه. راستش خودم داوطلب شدم روز اول عید اداره باشم چون همیشه بعد از ظهر روزای اول سال با دیدارها و تعارفات معمول گذشته. خب چی بگم دیگه؟!

امسال تلویزیون قراره فیلم های توپی نمایش بده که امیدوارم از دیدنشون لذت ببرین.

 امیدوارم از سال ۸۷ لذت کامل و وافی را ببرین و خاطرات تلخ ۸۶ رو نه فراموش که تو دفتر ذهنتون بایگانی کنین.متفاوت ترین خاطرات ۸۶ من برمی گرده به دوره آموزش سربازی تو پادگان حسن رود. اینها رو برا خودم نوشتم دوستان. خدا به همه اونهایی که الان تو پادگان ها دارن خدمت می کنن صبر بده.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 11:31  توسط یاشار پورمجید  | 

باور نمی کردم به این زودی ها  ۲۸ سالم تمام شود! امیدوارم یه روزی ۷۰ سالگی ام رو هم باور نکنین. دنیا همین است؛ وقتی ۲ سالم بود، یه بابای ۲۸ ساله داشتم. حالا من ۲۸ سالم تمام شده و وارد ۲۹ سالگی می شوم و کسی بابا صدایم نمی کند! حالا حالا ها هم گمان نمی کنم. وقتی ۲۷ ساله شدم نومزد نداشتم اما حالا دیگه یک سال گذشته و نداشته دیروز همه چیز امروزم شده. وقتی ... ساله شدم شاید ...

 ۲۸ساله شدم و هنوز فکر می کنم

 وقتی بزرگ شدم همه چی حلله!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 7:57  توسط یاشار پورمجید  | 

الف) 5 ساله شديم. اين پنج‌ سالگي براي يك نشريه محلي در استاني كه خبرنگاري و نوشتن شغل محسوب نمي‌شود، عمر زيادي است.

پنج ساله شديم و در اين مدت با همه كمبودها و نامهرباني‌ها ساختيم تا خبر منتشر كنيم و پنجره‌اي باشيم براي نقد و انعكاس رويدادهاي محلي. مانديم تا ارتباط دوسويه‌اي برقرار كنيم بين مردم و مسئولان.

مي‌دانم كه هرگز به معني واقعي كلمه موفق نبوده‌ايم چرا كه نه سرانه مطالعه مردم ما چنگي به دل مي‌زند و نه فرهنگ و دانش ارتباطات كانون‌هاي خبرساز و خبرپذير منطقه به بلوغ رسيده‌اند و نه اينكه ما به معني واقعي كلمه خبرنگار بوده‌ايم. اينجا همه با بايدها و ايده‌آل‌ها فاصله دارند.

با اين همه تا مجالي باشد خواهيم ماند چون تلاش و استمرار لازمه تكامل است و عشق، تحمل سختي‌ها را آسان مي‌كند.

ب) هفته نامه صبح سبلان از بدو انتشار با تعاون و همكاري اعضاي آن اداره شده است. كمتر طرح تعاوني و شراكتي است كه در شهر ما مستدام مي‌ماند. بالاخره يك جايي و يك كسي، ساز خود مي‌نوازد و شالوده‌هاي همكاري را فرو مي‌ريزد. با اين حال اگر از مطلق‌نگري و تماميت خواهي فاصله بگيريم، اگر آداب مذاكره و همكاري را بلد باشيم، اگر صداقت و راستي اساس كار باشد، اداره يك كار جمعي بر مبناي چند صدايي نيز ميسور است.

صبح سبلان از بدو انتشار سعي داشته به تريبون انحصاري يك جريان خاص تبديل نشود. معتقديم يك رسانه غير حزبي بايد نگاه حرفه‌اي داشته باشد و اين مهم ايجاب مي‌كند منعكس كننده تمام صداهاي قانوني و منصف باشيم. انساني كه در چنبره تفكر تك صدايي خود زنداني است، ارزش شنا در درياي بيكران انديشه را درك نكرده است. بايد فرصت آزمون و خطا به انسا‌ن‌ها داده شود و به ماحصل تلاقي افكار و سلايق مختلف اميدوار بود.

ج) بارها به دوستان گفته‌ام كه بزرگان اسم و رسم‌‌دار مطبوعات پايتخت هرگز نمي‌توانند 5 شماره‌ي نشريه محلي در اردبيل را مديريت كنند. آنجا سردبير به فكر مديريت و گزينش خبر است و اينجا به فكر چاپ و كاغذ و حمل نشريه تا مقصد توزيع! آنجا دو وظيفه كلي دارد كه عبارتند از انديشيدن و نوشتن و اينجا يك سر دارد و هزار سودا و تنها فرصتي كه نمي‌ماند پرداختن به انديشه است و بس. آنجا شغلش اقتضا مي‌كند و اينجا علاقه‌اش او را وادار به ادامه كار كرده.

نويسندگان روزنامه‌هاي سراسري انگيزه‌اي به وسعت ايران دارند و دست‌اندركاران جريده محلي عشق به زادگاه را انگيزه خود ساخته‌اند، با اين همه بي‌انصافي است اگر خود را در طي اين مسير مارپيچ و ناهموار تنها ببينيم. بودند دوستاني كه در اين مدت بزرگوارانه ما را ياري كردند. بر خود وظيفه مي‌دانيم از همه همكاران عزيز و با محبت در روابط عمومي‌هاي ادارات و دستگاه‌هاي اجرايي استان تشكر كنيم. تقدير كنيم از دوستاني كه به لحاظ فكري و معنوي ما را ياري كردند؛ از كساني كه مكدر شدند از قلم ما و بزرگوارانه لب به شكايت نگشودند؛ از خوانندگان كه با همه ضعف‌ها و كاستي‌ها تحمل‌مان كردند و از خداوند كه مصلحت ما را بهتر مي‌داند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 20:14  توسط یاشار پورمجید  | 

در خبرها خواندم:

« ساکنان شهر هاتن لهستان كه يك خرس ايراني را جزیی از تاریخ شهر خود به حساب می آورند، و می‌خواهند برای یادبود او بنایی برپا کنند.

در دوران جنگ جهانی دوم بیشتر از 3000 سرباز لهستانی نزدیک شهر هاتن در کنار مرز اسکاتلند مستقر بودند که در میان این سربازها یکی شان بیشتر مورد توجه قرار داشت، او ”وویتک“، خرس ایرانی بود.

این خرس در جنگ های مختلف در اروپا و خاورمیانه همراه دیگر سربازان شرکت داشت. این خرس را سربازان لهستانی در سال 1943 در کوه دره های ایران یافته و برای حمل خمپاره های سنگین آموزش داده بودند.

وقتی نیروهای مسلح لهستانی برای جنگ در اروپا مستقر شدند، تنها راهی که می توانستد وویتک را با خود به اروپا ببرند این بود که رسماً این خرس را برای خدمت در ارتش ثبت نام کنند. بنابراین، به او نام و درجه و نمره مخصوص ارتشی دادند و بعد او را سوار کشتی و روانه ایتالیا کردند.

پس از شرکت در نبرد مونته کاسینو در ایتالیا به او نشان افتخار (سربازی) لهستان دادند ...

... حال ساکنان شهر هاتن این خرس سرباز را جزئی از تاریخ شهر خود به حساب می آورند و می خواهند برای یادبود او بنایی برپا کنند.»

نکته قابل توجه برای مسوولان شهری ما آن است که بیگانگان چگونه حتی از یک خرس برای خود تاریخ سازی می کنند؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 17:43  توسط یاشار پورمجید  | 

الياس نادران نماينده مجلس در گفتگو با خبرگزاري فارس، از افزايش 70 درصدي بودجه عمراني كل كشور در سال 87 خبر داده است. اگرچه هنوز اين بودجه عملياتي نشده اما پيش‌بيني مي‌شود نمايندگان مجلس به خاطر فرارسيدن زمان تبليغات انتخاباتي و سرگرم شدن به پروژه وعده و وعيد‌هاي جديد در مساجد و مجامع عمومي، چندان چوب لاي چرخ دولت نگذارند و بودجه پيشنهادي دولت را تصويب كنند.

حال سئوالي كه پيش مي‌آيد اين است كه در صورت افزايش 70 درصدي بودجه عمراني كشور، ميزان كل اعتبارات عمراني استان تا چه اندازه افزايش خواهد يافت؟

پيش‌بيني مي‌شود با توجه به آنكه فعاليت‌هاي عمراني نقطه قوت استانداري‌ اردبيل محسوب مي‌شود، در صورت حمايت نمايندگان استان و پيگيري‌ مناسب مديران كل از وزارتخانه‌هاي خويش و نيز تفكرات حمايتي نماينده محترم ولي فقيه در استان در خصوص توسعه منطقه، توانايي بالقوه براي جذب اعتبارات عمراني قابل توجه به استان وجود دارد. علي‌الخصوص كه هنوز بسياري از بندهاي بودجه به طور جزئي تعريف نشده‌اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 16:56  توسط یاشار پورمجید  | 

برخي منابع آگاه از كاهش چشمگير پيشنهادهاي نمايندگان مجلس در خصوص لايحه بودجه 87 خبر مي‌دهند. گفته مي‌شود جمع پيشنهادهاي رسيده به كميسيون‌هاي تخصصي مجلس در خصوص لايحه بودجه سال 1387، به 1283 پيشنهاد رسيده كه اين تعداد كمتر از يك چهارم پيشنهادهاي مشابه در سال 86 است.

نمايندگان مجلس كه تصويب‌كنندگان چگونگي توزيع و استفاده بودجه يكساله مملكتند، به دلايلي همچون حضور در بطن جامعه و ارتباط با موكلين خود و نيز آگاهي بيشتر به اولويت‌هاي حوزه انتخابيه خويش، اصولاً بايد در رابطه با چگونگي هزينه كردن بودجه نگاه موشكافانه‌تري داشته باشند. اما از آن جايي كه ديگر هفتمين دوره مجلس در آستانه اتمام است و انتخابات مجلس هشتم را «عشق است»، كاهش پيشنهادات نمايندگان در رابطه با بودجه به يك چهارم اين ميزان در سال گذشته تنها نشان دهنده يك ضرب‌المثل قديمي ماست كه مَنه يوخ، ايچينَ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 19:5  توسط یاشار پورمجید  | 

از برخی منابع آگاه خبر می رسد به احتمال قوی تعداد رد صلاحیت های کاندیداهای مجلس هشتم در حوزه انتخابیه اردبیل قابل توجه خواهد بود. تا این لحظه هنوز تآیید یا عدم تأیید صلاحیت ثبت نام کنندگان از حوزه های انتخابیه استان اردبیل به طور رسمی به خود کاندیداها اعلام نشده است. به نظر می رسد هیئت اجرایی این استان بدون تعارف و بر اساس اصول کاری از پیش اعلام شده خود عمل کرده است.

در اخبار غیر رسمی رد صلاحیت شده ها، اسامی چهره های مستقل و اصولگرا نیز (با دلایلی نظیر عدم داشتن سابقه اجرایی قابل قبول) شنیده می شود. 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 14:1  توسط یاشار پورمجید  | 

حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود؛ اما افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند.

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 8:9  توسط یاشار پورمجید  | 

امروز صبح سرمای هوا در مناطق مختلف اردبیل از 25 تا 30 درجه در نوسان بود . چند روزیه  که می خوام چند تا مطلب بنویسم مجال پیدا نمی کنم.  مجال پیدا نمی کنم که بگم رأی کمیته انضباطی فوتبال در کم کردن 5 امتیاز سپاهان چقدر مسخره است! فرصت پیدا نکردم بنویسم دیروز هم روز خدا بود و آن سرباز نگون بخت سابقاً بینا باید دلش را خوش کند به چه؟! به آن 50 میلیون تومانی که لابد تا چند سال دیگر باید منت مهرورزی بکشد و باهاش چن کیلو "پامادور" از محله بعضی عزیزان بخرد. دلش را خوش کند که فلان مسئول به عیادش رفته یا از بقیه خدمتش معاف میشه و یا مثلاً چه و چه و چه؟ چرا باید این همه حیوان تو استادیوم ها وول بخورند و ما با لبخند از تماشاگران فهیم ایرانی حرف بزنیم؟! چرا باید وقتی مشایخی تو تلویزیون ملی بعد عمری تجربه و خدمت بگوید متأسفانه دروغ از در و دیوار این جامعه می بارد، بعضی از مردم روشنفکر و عوام پشت سرش بگن وا !
انتقاد از خود شجاعت می خواد و شنیدن نقد و قبول آن شرافت و شعور . راستش سرما رو مخ من بدجوری اثر کرده لابد. شاید
!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 8:59  توسط یاشار پورمجید  |