مطلب " وقتی باید مرکز نشین بود" اظهار نظر های جالبی در پی داشت که می توانید دو سه نمونه آن را در پست قبلی ملاحظه بفرمایید. در همه جای دنیا پایتخت یکسری امکانات ویژه ای دارد. این قبول اما هر منطقه ای از کشور هم بسته به استعدادهایش از امکانات ویژه ای برخوردار است. کلاْ توسعه متوازن اساس یک توسعه مقبول و پایدار است.
لازم می بینم که یک سئوال در رابطه با پست قبلی طرح کنم و آن اینکه " واقعا ما چقدر از امکانات موجود و بودجه هایی که دولت در اختیار منطقه مان قرار داده درست استفاده می کنیم؟" من حق دارم آرزو داشته باشم که امکانات شهرم تا حد ممکن در سطح امکانات مرکز باشد. مثلاْ امکانات آرشیوی و کتابخانه ای مناسبی برای مطالعه و تحقیق در زمینه های مختلف در اردبیل موجود باشد. اما نباید غافل باشم از این واقعیت که کتابخانه های موجود هم به درستی مدیریت نمی شود. نمی توانم غافل باشم از اینکه آرشیو یک مجله علمی مربوط به ۶ ماه گذشته را در کتابخانه مرکزی اردبیل به راحتی نمی شود از آرشیو گیر آورد. یعنی همان مجله ای که دولت هزینه خریدش را در اختیار آقایان قرار داده است. مجله خریداری شده است اما اهمیتی به آرشیو آن داده نمی شود و یا حداقل به راحتی در اختیار یک محقق همشهری و هر علاقه مند دیگری قرار نمی گیرد. لابد ما خودمان نخواستیم که کسی هم احساس نیاز و مسئولیت نماید!
ما با کمبود فجیع کتابخانه مواجهیم. این درست. اما آیا نباید تلاش کنیم فعلاْ از داشته ها و حداقل های موجود نیز استفاده بهینه انجام پذیرد؟ باید از خود شروع کنیم. از داشته های موجود و سرمایه های خود استفاده بهینه به عمل آوریم و بعد با حوصله و مهرورزی! برویم دنبال رفع مسائل ناشی از تبعیض منطقه ای و حل گام به گام مشکلات. نظر شما چیست؟