گاهی فکر می کنم که دو راهی خیلی بده. خیلی بدتر از آن شرایطی که قبلا فکرش رو میکردم. بیشتر از اینکه تصورش را بکنید آدم رو عذاب میده. انگار که نمی تونی تسلیم یک انتخاب بشی و بقیه هم میخواهند زورکی تو را وادار به تصمیمی کنند که اصلا دوست نداری درباره اش فکر کنی.
کدام یک از شما نزدیک به دو سال در باتلاقی به نام دو راهی گیر افتاده؟! کاش حداقل گاهی وقت ها راه سومی هم وجود می داشت. اما همیشه تو زندگی آدم ها بالاخره دو راهی خودش را به سه راهی و چهار راهی و بی نهایت راهی تحمیل می کند...
در هفتهاي كه گذشت، اعلام نهايي شدن پروسه توليد داروي ضد ايدز ايراني، موجب تقويت غرور ملي ايرانيان گرديد. دانشمندان كشورمان پس از حدود 6 سال تحقيق مداوم توانستند داروي صدرصد گياهي ضد ايدز را به جهان عرضه كنند. پيشتر، منابع خبري كشف اين دارو را به افكار عمومي اعلام كرده بودند اما، آنچه حائز اهميت ويژه است، حضور دو وزير در مراسم ويژه اعلام رسمي اين كشف مهم بود. دو وزير كه يكي وزير دولت نهم و ديگري وزير دولت خاتمي بودند، هر دو در اين مراسم حضور يافته و در نهايت طي مصاحبه همزمان با خبرنگار سيما، اين پيشرفت مهم را به ملت ايران تبريك گفتند.
واقعيت اين است كه اگر چه در دنياي امروز، دولتها با نحوه مديريت و سياستگزاري خود در انباشت سرمايههاي علمي و فني جوامع نقش عمدهاي دارند اما، هيچ فرد و يا دولتي نميتواند مدعي شود كه تنها مسبب تحقق يك دستاورد علمي بوده است. در دنياي علم، اگرچه اديسون برق را اختراع نموده است و از اين لحاظ حق بزرگي بر گردن بشريت دارد، اما دانشمندان پيش از او نيز در فرآيند اين اختراع، به نوعي سهم داشتهاند و اگر امروز در هر دقيقه به صورت حيرتانگيز بر وسعت داناييهاي بشر افزوده ميشود، مرهون تجربيات و اندوختههايي است كه ابناء بشر از گذشتههاي بسيار دور به تدريج به نسل امروز منتقل نمودهاند.
كشف داروي گياهي ضد ايدز توسط محققان ايراني نيز باعث تقويت غرور ملي شد. ملتي كه از اقشار مختلف و با بينشها و سلايق متفاوت تشكيل يافته است. بيترديد وزير بهداشت دولت نهم زحمات در خوري در اين خصوص كشيدهاند اما انچه بيشتر جاي تقدير دارد، تشكر صريح وزير فعلي از تلاشهاي وزراي بهداشت قبل از خود در خصوص راهاندازي اين تحقيق بود. امري كه اگر به صورت يك فرهنگ در جامعه ما نهادينه شود، بدون ترديد شاهد يكپارچگي بيشتري در عرصه دفاع از سرمايه ملي و حتي اجماع در منافع ملي خواهيم بود و خدمتگزاران با انگيزه بيشتري از لحظه لحظه دوران مسئوليت خود براي برنامهريزي و مديريت بهينه استفاده خواهند نمود.
1- اظهارات محمود احمدينژاد رئيس جمهور كشورمان در گفتگو با بخش خبر ساعت 22:30 سه شنبه هفته گذشته، در خصوص عدم نگرانياش از تهديدات آمريكا، در شرايطي عنوان شد كه بسياري از بزرگان سياسي كشور، عقيده متفاوتي دارند.
پيشتر دكتر رضايي، فرمانده اسبق سپاه پاسداران در گفتگو با همين بخش خبري از اعتقاد خود بر احتمال رويارويي نظامي ايران و آمريكا سخن گفته بود. اين در حالي است كه احمدينژاد - به قول خود – از اظهارات برخي دوستان در اين خصوص انتقاد كرد.
اين درست است كه يك رئيس جمهور وظيفه دارد آرامش و اطمينان را به ملت خود هديه كند اما، سئوال اين است كه آيا اين آرامش و امنيت از گذر تعاملات ديپلماتيك و آمادگي براي رويارويي با تهديدات ميسر است يا برخورد شعاري با صورت مسئله؟
رئيس جمهور محترم هدف از تحركات نظامي اخير آمريكا در منطقه را فشار رواني بر ايران ارزيابي نمود. سئوال اين است كه آيا آمريكا نميتوانست با همين پايگاههاي متعدد نظامي خود در منطقه، فشار رواني را بر ايران براي دستيابي به نيتهاي پليد خود افزايش دهد؟
آيا ضرورت ارسال ناو هواپيمابر مجهزي وجود داشته كه چونان جزيرههاي متحرك، چندي پيش بنادر يانكيها را ترك كرده و در عصر پرسرعت كنوني، قرار است تا يك ماه آينده به خليج فارس برسند؟ به گفته خود مقامات كاخ سفيد، افزايش اخير نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه در راستاي مقابله با شبه نظاميان عراقي صورت پذيرفته است. در حالي كه اين هدف با تقويت منابع اطلاعاتي- امنيتي آمريكا در عراق ميسور بود. به راستي كدام كشور براي دستگيري 500 الي 600 نفر از شبه نظاميان سپاه المهدي، نياز به ارسال ناو هواپيماير دارد؟! به نظر ميرسد آمريكا برنامههاي ديگري در ذهن دارد و علاوه بر تحركات نظامي، يارگيري ديپلماتيك اين كشور در عرصه نظام بينالملل نگران كننده است.
2- در اينكه ملت غيور ايران فراتر از امكانات مادي، در مقابل هر نوع تجاوزي با عزت از شرف خود دفاع خواهند كرد، شكي وجود ندارد اما آيا در اين بحبوحه، عقل سليم به ما اجازه خاليتر كردن صندوق ذخيره ارزي را ميدهد؟ در شرايطي كه دولت در مهار قيمت برخي اقلام اساسي و كالاهاي معمولي عملكرد چندان موفقي نداشته است، آيا كشور آمادگي برخورد با تحريمات احتمالي و فشارهاي اقتصادي مضاعف را دارد؟
در خصوص صحت گفته رئيس جمهور مبني بر اينكه «اگر آمريكا در اين چند سال ميتوانست، به ما ضربه ميزد» هيچ شكي وجود ندارد اما، آيا آمريكا براي رسيدن به نيت شوم خود در اين چند سال، زمينهچينيهاي لازم را انجام نداده است؟
لازم است كه دولت در كنار تلاشهاي ديپلماتيك خود و مصلحت انديشي براي مهار غول بيشاخ و دمي به نام آمريكا، با ملت طوري سخن بگويد كه خود را براي روزهاي سخت آماده كنند. هيچ ملتي بدون ايستادگي و تحمل مشكلات و البته به كمك سياستورزي حاكمانش به عزت نرسيده و ملت ما نيز از اين قاعده مستثني نيست.
