تبليغاتX
نوشته های یک سردبیر تنها
این "تنهایی" با آن تنهایی فرق می کند

تا خدمت نري، درك شرايط نظامي پادگان ارتش برايت ملموس نخواهد بود؛ چنانكه تا  كسي شخصاً در جبهه جنگ حضور نداشته باشد نمي‌تواند ترس، هيجان و هيبت آن را تجسم كند؛ حتي اگر زمان صلح در سختگيرترين پادگان‌هاي ارتش خدمت كرده باشد.

عليرغم همه سختي‌ها، محيط پادگان جذابيت خاصي برام داره. از همه جاي اين سراي عزيز دوستاني آمده‌اند كه به مملكت‌شون خدمت كنن. با تمام وجود، اين صبح دو روز را به جمع كردن آشغال محوطه و آنكارد كردن صدف هاي باغچه يگانمان گذراندم! برخوردها سختگيرانه و بسيار ضابطه‌مند است؛ امكاناتمان خوب، غدا نسبتاً مناسب است و اگر به وظايفت خوب عمل كني برخوردها محترمانه است.

كساني هم كه از زير مسئوليت شانه خالي مي كنند، حسابي مورد تنبيه لفظي و اداري قرار مي گيرند. پادگان ما محل اجتماع نمره الف‌هاي دانشكده افسري است و آنها كارشان را خوب بلدند. آنها با علاقه به خدمت ارتش درآمده‌اند و بر خلاف تصور خيلي‌ها، از خدمت در اين ارگان نظامي راضي‌اند و حتي بدان افتخار مي كنند.

البته بايد اذعان كنم براي كسي مثل من كه كار و بارم را رها كرده و مجبور شده‌ام در 28 سالگي پس اخذ مدرك فوق ليسانس عازم خدمت شوم، دوري از محيط كار، همسر و خانواده‌ام و نگراني نسبي از بابت آنها كمي سخت و آزار دهنده است اما به هر حال سعي مي كنم خودم را با شرايط وفق دهم.

پادگان ما محوطه زيبايي داشته و صبحگاه را در كنار دريا برگزار مي‌كنيم. بعضي از ليسانس وظيفه ها شرايط را با بي‌علاقه‌گي مفرط تحمل مي كنند كه زياد برايشان خوب نيست. خوشحالم كه در حال طي كردن چنين تجربياتي هستم. در خوابگاه ما بچه‌ها عموماً از بچه‌هاي اردبيل و قزوين و شهر كرد و استان فارس هستند. ترك‌هاي يگان مسئوليت شناس‌ترند و بيشتر دل به كار مي دهند. همسايه تخت سمت چپم مصطفي، بچه اردبيل است و پسر سرد و گرم چشيده‌اي است. همسايه كناري و بالايي هم كه از فرزندان نيك ايران و اهل استان فارسند و بسيار مؤدب و دوست داشتني‌اند. اكثر بچه هاي يگان درخواست امريه داده‌اند و حداقل بايد دو ماه آموزشي فشرده و منظبت را بگذرانند.

مسئله‌‌اي كه كمي آزارم مي‌دهد، پرخاشگري بعضي از دانش‌اموزان آموزشي ارتش است كه بايد 14 ماه دوره را طي كنند و سپس به عنوان كادر ارتش استخدام شوند. البته شايد هم داشتن چنين روحيه‌اي براي يك نظامي لازم باشد. آنها آموزش‌هاي سخت و فشرده‌اي را مي‌گذرانند و بسيار آماده و قبراق نشان مي دهند. شايد دلشان مي خواست كه دانشگاه افسري بروند و بعد جذب ارتش مي‌شدند؛ اما انها عموماً از اقشار زير خط فقر جامعه هستند. با اين وجود، آنها به انتخاب خود جذب ارتش شده‌اند و با علاقه به استقبال شرايط نظامي و آموزش هاي خاص مي‌روند و خورد و خوراكشان هم خوب و مرتب است.

ديگر بنا به ملاحضات حفاظتي نمي خوام به جزئيات ديگر بپردازم. يگان ما بخاط انضباط خوبش دو روزي در مرخصي بود و حالا بايد من سه روز خدمت امروز به پادگان برگردم. هنوز زود است براي ...

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 11:55  توسط یاشار پورمجید  |