ایام عید در سرزمین بی عیب و ایراد ما ایرانی ها با یه معضل کوچولو همراهه و اون بی خبریه.
در شرایطی همه تو این کشور به استقبال سال نو و آرزوهای جدید می رن که بیش از ۱۶-۱۵ روز تقریباْ هیچ روزنامه و نشریه ی بخش خصوصی منتشر نمیشه و حتی رسانه ملی هم گاهی برای پر کردن آنتن مجبوره از خبرها و گزارش های تکراری! استفاده کنه. البته بنده خداها هم زیاد تقصیر ندارن چون اصولاْ خبر خاصی تو کشور نیست و یا اگر هم باشه حلقه های واسط اطلاع رسانی در کار نیستند تا صدا و سیما رو تو جریان بذارن.
تآثیرات این رخوت عمومی حتی در وبلاگستان و فضای مجازی هم -که آنلاینشان به بوروکراسی خاصی نیاز نداره- به شدت احساس میشه و نهایتاْ باید گفت یکی از بد شانسی ها و شاید خوش شانسی های آدمای مهم این باشه که تو اوایل این تعطیلات عمرشونو بدن به شما و اونوقته که باید آرزوی تجلیل بعد مرگ رو با خود به گور ببرند!
امیدوارم سال ۸۷ سال خاطرات دوست داشتنی و غرور آفرینی برای همه شما دوستان عزیز باشه. امسال نشد برم مسافرت و اصولاْ من مسافرت روزهای نخست سال را زیاد دوست ندارم. برا همین بعد رفتن به عید دیدنی حالا اومدم اداره و اولین نفری هستم که در تحریریه خبر اردبیل رو تو سال جدید باز میکنه. خیلی هم حال داره تنهایی تو تحریریه بشینی و منتظر فکس هایی باشی که گمان نکنم چند روزی ازشون خبری بشه. راستش خودم داوطلب شدم روز اول عید اداره باشم چون همیشه بعد از ظهر روزای اول سال با دیدارها و تعارفات معمول گذشته. خب چی بگم دیگه؟!
امسال تلویزیون قراره فیلم های توپی نمایش بده که امیدوارم از دیدنشون لذت ببرین.
امیدوارم از سال ۸۷ لذت کامل و وافی را ببرین و خاطرات تلخ ۸۶ رو نه فراموش که تو دفتر ذهنتون بایگانی کنین.متفاوت ترین خاطرات ۸۶ من برمی گرده به دوره آموزش سربازی تو پادگان حسن رود. اینها رو برا خودم نوشتم دوستان. خدا به همه اونهایی که الان تو پادگان ها دارن خدمت می کنن صبر بده.
