بحثهاي داغ نمايندگان ملت در خصوص وزراي پيشنهادي كابينه دهم اين روزها در صدر افكار عمومي قرار گرفته است و پخش زنده جلسات سخنرانيهاي نمايندگان موافق و مخالف بر اهميت اين مسئله در نزد مردم افزوده است.
آنچه در اينجا جاي تأمل دارد، نوع موضعگيريها و تذكرات برخي نمايندگان به عنوان موافق يا مخالف وزراي پيشنهادي است.پخش زنده سخنان نمايندگان از رسانه ملي و اهميت تعيين و آغاز به كار كابينه باعث شده اين روزها بسياري از مردم موضوع را با دقت پيگيري كرده و در محافل مختلف از آن سخن بگويند و در نتيجه فرصت مناسبي براي ابراز وجود نمايندگان فراهم شده است.
در اين ميان به نظر ميرسد بعضي نمايندگان استان در مجلس اصولاً حرفي براي گفتن ندارند و راي آنها به عنوان يكي از وكلاي تكيه زده بر صندلي سبز بهارستان، بدون توجه به اظهارات نمايندگان موافق و مخالف از پيش مشخص است و اينها نقش يك سياهي لشگر صرف را بر عهده گرفتهاند.
با اين وجود اكثريت نمايندگان منطقه در صدد ايفاي نقش نمايندگي خود هستند. حال اگر اين ايفاي نقش به گونه ناشيانهاي رقم بخورد نه تنها امتيازي براي آنان در نزد افكار عمومي به حساب نميآيد بلكه اين نوع ابراز وجود منزلت آنها را حتي از نمايندگان خموش هم در نزد افكار عمومي پايينتر ميآورد.
راستي چه زيباست حركت برخي نمايندگان (با هر نيتي كه باشد) در تأييد سنجيده و مستدل برخي وزراي پيشنهادي دولت و رد برخي ديگر.
اگرچه نظر هر كس براي خود محترم است، اما آن هنگام كه مخالفت و يا موافقت يك نماينده از محور منطق و عقلانيت دور شده و حالت چاپلوسي و يا كينه توزي به خود ميگيرد، حاميان آن نماينده از راي خود پشيمان مي شوند و اين نمايندهها با حركات نسنجيده خود پلهايي را خراب ميكنند كه ديگر ساختن آنها بر اين آسانيها امكانپذير نخواهد بود.
