تبليغاتX
نوشته های یک سردبیر تنها - پنج سالگی صبح سبلان
خبری فرهنگی اجتماعی

الف) 5 ساله شديم. اين پنج‌ سالگي براي يك نشريه محلي در استاني كه خبرنگاري و نوشتن شغل محسوب نمي‌شود، عمر زيادي است.

پنج ساله شديم و در اين مدت با همه كمبودها و نامهرباني‌ها ساختيم تا خبر منتشر كنيم و پنجره‌اي باشيم براي نقد و انعكاس رويدادهاي محلي. مانديم تا ارتباط دوسويه‌اي برقرار كنيم بين مردم و مسئولان.

مي‌دانم كه هرگز به معني واقعي كلمه موفق نبوده‌ايم چرا كه نه سرانه مطالعه مردم ما چنگي به دل مي‌زند و نه فرهنگ و دانش ارتباطات كانون‌هاي خبرساز و خبرپذير منطقه به بلوغ رسيده‌اند و نه اينكه ما به معني واقعي كلمه خبرنگار بوده‌ايم. اينجا همه با بايدها و ايده‌آل‌ها فاصله دارند.

با اين همه تا مجالي باشد خواهيم ماند چون تلاش و استمرار لازمه تكامل است و عشق، تحمل سختي‌ها را آسان مي‌كند.

ب) هفته نامه صبح سبلان از بدو انتشار با تعاون و همكاري اعضاي آن اداره شده است. كمتر طرح تعاوني و شراكتي است كه در شهر ما مستدام مي‌ماند. بالاخره يك جايي و يك كسي، ساز خود مي‌نوازد و شالوده‌هاي همكاري را فرو مي‌ريزد. با اين حال اگر از مطلق‌نگري و تماميت خواهي فاصله بگيريم، اگر آداب مذاكره و همكاري را بلد باشيم، اگر صداقت و راستي اساس كار باشد، اداره يك كار جمعي بر مبناي چند صدايي نيز ميسور است.

صبح سبلان از بدو انتشار سعي داشته به تريبون انحصاري يك جريان خاص تبديل نشود. معتقديم يك رسانه غير حزبي بايد نگاه حرفه‌اي داشته باشد و اين مهم ايجاب مي‌كند منعكس كننده تمام صداهاي قانوني و منصف باشيم. انساني كه در چنبره تفكر تك صدايي خود زنداني است، ارزش شنا در درياي بيكران انديشه را درك نكرده است. بايد فرصت آزمون و خطا به انسا‌ن‌ها داده شود و به ماحصل تلاقي افكار و سلايق مختلف اميدوار بود.

ج) بارها به دوستان گفته‌ام كه بزرگان اسم و رسم‌‌دار مطبوعات پايتخت هرگز نمي‌توانند 5 شماره‌ي نشريه محلي در اردبيل را مديريت كنند. آنجا سردبير به فكر مديريت و گزينش خبر است و اينجا به فكر چاپ و كاغذ و حمل نشريه تا مقصد توزيع! آنجا دو وظيفه كلي دارد كه عبارتند از انديشيدن و نوشتن و اينجا يك سر دارد و هزار سودا و تنها فرصتي كه نمي‌ماند پرداختن به انديشه است و بس. آنجا شغلش اقتضا مي‌كند و اينجا علاقه‌اش او را وادار به ادامه كار كرده.

نويسندگان روزنامه‌هاي سراسري انگيزه‌اي به وسعت ايران دارند و دست‌اندركاران جريده محلي عشق به زادگاه را انگيزه خود ساخته‌اند، با اين همه بي‌انصافي است اگر خود را در طي اين مسير مارپيچ و ناهموار تنها ببينيم. بودند دوستاني كه در اين مدت بزرگوارانه ما را ياري كردند. بر خود وظيفه مي‌دانيم از همه همكاران عزيز و با محبت در روابط عمومي‌هاي ادارات و دستگاه‌هاي اجرايي استان تشكر كنيم. تقدير كنيم از دوستاني كه به لحاظ فكري و معنوي ما را ياري كردند؛ از كساني كه مكدر شدند از قلم ما و بزرگوارانه لب به شكايت نگشودند؛ از خوانندگان كه با همه ضعف‌ها و كاستي‌ها تحمل‌مان كردند و از خداوند كه مصلحت ما را بهتر مي‌داند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 20:14  توسط یاشار پورمجید  |